رویت هلال همراه با مقارنه های زیبا

این مطلب را در وبلاگ پديده دانش نوشتم دوست داشتین یک سر بزنین و استفاده کنین. مقارنه های خیلی خوبی داریم.

اولین فضانورد ایرانی!!؟

در شماره این ماه مجله نجوم همان طور که بر تصویر روی جلدش نیز آمده درباره اولین فضانورد ایرانی یا انوشه انصاری نوشته شده است. این در ادامه تبلیغات مستمر طی چند سال اخیر که جایزه اولین توریست فضانورد نیز توسط ایشان ۱۰ میلیون دلار داده شد و حالا چند وقتی است که تمام اخبار نجومی ما از او پر شده است. جای بحث زیاد است که آیا کسی که در ایران متولد شده ولی در خارج رشد کرده ایرانی است یا خیر؟ هر کسی نظری دارد. حال ایشان را ایرانی بدانیم یا نه نیز در اصل مطلب تغییری حاصل نخواهد شد. با سفر ایشان به فضا چه چیزی به علم و دانش ما و مملکت اضافه خواهد شد. وقتی در کشوری جایزه نوبلی به فردی با اصالت ایرانی که زحمات زیادی برای کودکان و افراد ایران داده می شود و هیچ کس صداش در نمی آد. حالا میلیاردری از آن سوی مرزها که ریالی به مردم و دانشمندان و محققان محروم این سرزمین کمکی نکرده و جایزه ای میلیونی به توریستی فضایی اختصاص داده که نام خود را بلندآوازه کند ولی نمی داند که چه بسیار آمدند و رفتند و نامشان باقی نماند. با پول نمی توان قلب ها را تسخیر کرد وگرنه بسیار پولدارهای بزرگتر مانند بیل گیتس هستند که میلیاردها دلار از درآمد خود را به فقیران دنیا و آفریقا می دهند.

پس ایشان و ما هم خوشحال نباشیم که یک ایرانی به فضا میرود. چون اول او آمریکایی است تا ایرانی. دوم او فضانورد و محقق و دانشمند نیز نیست تا دستاورد علمی داشته باشد. 

پدر تاریخ ایران:هرودوت  

ادامه مطلب گفتگو با دکتر اظهری را می خوانید:

 

•چندى پيش در اخبار اعلام شد كه چينى ها هم مدعى كشف آمريكا پيش از كلمب شده اند.
جالب است. بدون شك، رفت و آمدهاى زيادى در آن زمان جريان داشته است. چون از راه جزاير پلى نزى و ميكرونزى و اندونزى به راحتى مى توان با قايق به آمريكا رسيد. شما در آمريكاى مركزى چهره هاى مغولى هم مى بينيد و در مواردى شباهت زيادى به چينى ها دارند. من نمى گويم همه مردمان آمريكاى لاتين بازماندگان ايرانيان اند، ولى ترديدى نيست كه آثار تمدن هايى كه در آنجا يافت شده به تمدن ايرانى بازمى گردد. قدمت آثار تمدنى مانند معبد ماه و خورشيد، آتشكده، آتشدان و شواهد بسيار زياد ديگر و نامگذارى ها و همچنين سراميك، زربفت، سفال، معمارى و زبان تاريخ ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح را نشان مى دهد، يعنى همان زمان واژگونى سلسله هخامنشيان.
•شما در زمينه اسامى و زبان هم تحقيق كرده ايد. به چه نتيجه اى رسيده ايد؟
در اين زمينه مفصل كار كرده ام. بر تارك مادركوه (Sierra Madre)، كه از شمال مكزيك تا انتهاى پاناما ادامه دارد، در شمال شرقى گواتمالا، دهانه آتشفشانى ديده مى شود كه هنوز مى درخشد و قله درخشان ۴۲۰۰ مترى آن تاج ملك (Tajumulco) نام دارد. در كوهپايه هاى اين آتشفشان فعال، خرابه هاى تاريخى تاج محل (Tazumal) وجود دارد كه يادآور تاج محل در ايالت آگراى هند است كه شاه جهان براى گراميداشت خاطره همسر ايرانى اش ساخت. نوشته اند معمار اصلى آن نيز ايرانى بوده است. در كتابچه راهنمايى كه «دنياى مايا» منتشر كرده نيز از تازومال (Tazumal) كه بايد همان تاج محل يا تاج ملك باشد تصويرى چاپ كرده اند كه عبادتگاهى بزرگ و هرمى شكل و پلكانى را نشان مى دهد كه از هر جهت شبيه آرامگاه كوروش است منتها در مقياسى بزرگ تر. گفته اند قدمت اين عبادتگاه به حدود ۳۰۰ سال پيش از ميلاد مى رسد. در آن نزديكى چهار عبادتگاه ديگر هم ديده مى شود. بومى ها اين پنج عبادتگاه پلكانى و ميدان ويژه گوى بازى (يا شايد چوگان) ميان آنها را كوزكاتلان (Cuzcatlan) يعنى «سرزمين شگفتى ها» ناميده اند.

ادامه نوشته

چرا وبلاگ؟

راستش خیلی وقت بود می خواستم وبلاگ شخصی را راه بندازم اما کمی حوصله و تردید باعث شد که تا حالا طول بکشه. تردید داشتم که تو وبلاگ شفاف باشم یا نه با اسم مستعار و خیالی بنویسم که دیدم نمی تونم با اسم مستعار بنویسم و به قولی یا رومی رومی یا زنگی زنگ. البته نمی دونم عاقبتش چی بشه چون ممکنه حرفهایی بزنم که کم کم دوستامو برنجونه و یا زبونم لال باعث خیلی چیزهای دیگه بشه مثل بسته شدن و فیلترینگ و ...
اخلاق من جوریه که خیلی حرفهامو به دیگران نمی زنم و به همین دلیل خیلی از آدما نمی دونن که من چی جوریم. دیدم این طوری بهتره هر کی خواست منو بشناسه بیاد وبلاگ. البته از حق نگذرم اکثر مردم منو از خودم بهتر می شناسن. تو وبلاگ گروهی هم که نمیشه خیلی حرفارو زد اومدم وبلاگ شخصی. به هر حال امیدوارم تا پایان راه بازدید کننده داشته باشم و دوستان جدید پیدا کنم و طوری نشه که همین دوستان معدود هم از دست بدم.
وبلاگ در ادامه ممکنه یه حالت اتوبیوگرافی(خودزندگینامه نوشت) پیدا کنه که به هر حال امیدوارم کسل کننده نشه و همزمان اتفاقات روز هم پوشش بده. به کمک تک تک شما هم نیاز دارم پس نظر بدین.
تو پای به ره بنه، هیچ مپرس خود را بگویدت که چون باید رفت

هخامنشيان كاشف قاره آمريكا

به تازگی مطلبی خواندم چاپ شده در روزنامه شرق 2 سال پیش درباره دیدگاهی که می گوید،هخامنشیان کاشفان واقعی آمریکا بوده اند و برای من خیلی جالب بود. می تونین تمام مطلب اگه حوصله داشتین از اینجا بخونین.

دكتر جهانگير مظهرىدكتر جهانگير مظهرى پس از سال ها تحقيق و مطالعه مدعى است كه به كشفى نائل شده كه هنوز از تمامى آن پرده بر نداشته است.او كه پس از ۲۵ سال دورى از ايران، براى چند روزى بازگشته مى گويد: «تا كتابم كه در آن شرح كشف خود را شواهد كافى آورده ام، چاپ نشود، نمى توانم چيزى اعلام كنم.» او مدعى است كه در جست وجو هايش نشانه ها و شواهدى يافته كه ثابت مى كند درست بعد از شكست داريوش سوم از اسكندر و فروپاشى امپراتورى هخامنشى در سال ۳۳۰ پيش از ميلاد، بسيارى از ايرانيان پراكنده شدند و آنها كه به آمريكاى مركزى راه يافتند امپراتورى هاى ديگرى بنيان نهادند و در واقع، آنان قبل از كريستف كلمب اين قاره را كشف كرده اند! او واكنش دنياى غرب را نسبت به اين ادعا مى داند. هرچند كه مى گويد برايش اصلاً اهميتى ندارد. سپس با عصبانيت به اهداى يك اطلس جغرافيايى در همين اواخر به ملكه انگلستان اشاره مى كند كه در آن كلمه فارس را از خليج فارس پاك كرده و فقط به كلمه خليج اكتفا كرده اند و مى گويد: «انتظار تشويق و تكريم ندارم چون چيزى در كشف من به نفع آنها نيست شايد دوست داشته باشند دزدان دريايى تاجرنماى اسپانيولى- ايتاليايى كاشف قاره شان باشند تا دريانوردان غيور ايرانى.»

ادامه نوشته

به نام خداوند خورشید و ماه          که دل را به نامش خرد داد راه

از امروز منم به جمع وبلاگ نویسای شخصی اضافه میشم.امروز 14 امرداد 1385 هجری خورشیدیه و کیه که ندونه صد سال از سالگرد مشروطیت میگذره البته خیلیا هم حالش ندارن بدونن و خیلیا هم یادشون رفته. منم یادم رفته دیشب شام چی خوردم چه برسه صد سال پیش.و اونم شام مهمتره یا سالگرد فلان چیز.

به هر حال صد سال از آغاز مدرنیته در ایران گذشت و باید دونست که چی تو این صد سال اتفاق افتاده والبته به منم ربط نداره.

خب این جای مقدمه بود. از امروز من هر چی دوست دارم اینجا می نویسم.بعداً همه چی معلوم میشه.

 

نوۀ رییس جمهور

دیروز صبح جمعه تکرار فیلم نوۀ رییس جمهور از کانال 3 پخش شد و از اون فیلمهای جالب برای من بود. داستان فیلم اقتباسی آزاد و به روز از داستان شاهزاده و گدا بود که این دفعه در اواخر قرن بیستم در روسیه اتفاق افتاد ولی این بار دو بچه ای که جایشان عوض شد دو خواهر دوقلو بودند که هر دو در اصل باید گدا می شدند که یکی نوۀ رییس جمهور بود و اون یکی هم دختر فقیر یک مادر نقاش که پدرش هم قبل از به دنیا آمدنش در جنگ کشته شده بود. در بالماسکه سال نو این دو جایشان عوض شده و ماجرا برایشان آغاز میشه و آخرش هم همه چی به خوبی وخوشی تمام می شود.

اما این محملی است برای نویسنده فیلمنامه که حرفش بزند و من بیننده هم با او همراه شوم. نویسنده از درد بی عدالتی اجتماعی؛ فقر؛ظلم؛ نبود آزادی؛ استبداد؛ جنگ؛ جداشدن حکام از مردم و خیلی چیزهای دیگه میگه و دوباره تو رو تو فکر فرو می بره. فیلم خیلی قشنگی بود و اگه ندیدید اونو دفعه بعد که تلویزیون تکرارش کرد؛ می تونید ببینید. مطمئن باشید زیاد طول نمی کشه!